حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

73

تاريخ قم ( فارسي )

بر آرد و حال آنك سنگ منجنيق مىانداختند سنگى از منجنيق بجست و در هوا پريد و ريزيده شد و از آنجا سنگكى بس كوچك بر سر ابو القاسم آمد و بشكست و در دماغ او افتاد و در ساعت بمرد و اصحاب و اهلش قلعه را تسليم كردند و از قلعه بيرون آمدند و ابو القاسم درين قلعه از قبل عامل جرباذقان مىنشست و هر ساله مالى معيّن از وى مىستد و محافظت قلعه مينمود ، قلعه يزدان افشان اين قلعه هم بدين نزديكست و بانى آن را نميدانند و از ساكنان آن خبرى نميشناسند زيرا كه كهنه و قديم است و اين قلعه بر كوهيست بلند هم اينجا ، آستانهء آن از چوبست و از دور ميبينند و تا اليوم باقيست و چنين گويند كه اين قلعه بس منيع و محكم بوده است ، قلعه ابل ، اين قلعه بقرب نراقست بر كوهى كه آن را بل ميگويند و فرا پيش آن رودخانه است و اين قلعه نيز منيع بوده است قلعه كه در قديم آن را [ 1 ] خوانده‌اند و اكنون منسوبست بابى الحسين بن ابى سهل و اين قلعه بنزديك قالهرست و قلعهء بلند و حصين و محكم است و گويند كه درين قلعه زياده بر صد خانه از سنگ تراشيده‌اند و ميان آن قلعه و راه آن قلعه حاجزى و مانعى بوده است و آنچنان بوده كه مقابل در آن قلعه منارهء بنا كرده‌اند از سنگ و بنردبان بر آنجا رفته‌اند و از سر آن مناره بدان قلعه نردبانى نهاده‌اند و از آنجا بقلعه رفته‌اند و بران گذر كرده و حسين [ 2 ] بن ابى سهل درين قلعه بوده است و آن را پناه گاه خود ساخته چون وفات كرده است ابو اسحق ابراهيم بن محمد قمى حاجب زن او عايشه را خواسته و بر آن قلعه مالك شده . تيمرهء كبرى ابن مقفع گويد كه آن را به تيمر [ 3 ] اكبر بن خراسان نام نهاده اند . تيمرهء صغرى به تيمر [ 4 ] اصغر بن خراسان نام كرده‌اند و گويند اين هر دو تيمره جاى جمع شدن آب رودخانه ها بوده است و آبها در آن جمع شده‌اند و آن را هيچ منفذ و مجرى نبوده است سبب آنك گرد بر گرد آن كوهها بوده‌اند جم الملك ديوى را فرمود نام آن مر [ 5 ] تا آن كوهها را ببرد و آب را روان كند و جم الملك آن ديو را

--> [ 1 ] - در اصل بياض ، [ 2 ] - در چهار سطر بالا ابو الحسين بن ابى سهل ضبط گرديده است ، [ 3 ، 4 ] - خ ، ل : ثيمر ، [ 5 ] - خ ، ل : مرآن ،